خسرو

شعر

خسرو

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم خرداد 1393ساعت 14:7  توسط خسرو  | 


قصد جسارت به هیچ قومی را نداشته و ندارم. میشناسیدم . اما خیلی بهم برخورد این شعر شهریار
در جواب شعر شهریار با مضمون : الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
شهریار :
الا ای داور دانا تو میدانی که ایرانی
چه محنتها کشید از دست این تهران و تهرانی
جواب :
الا ای شهریار آیا تو میدانی تهران پراست از آذربایجانی
نداشت اینهمه جمعیت تهران . دائم زائیدید آنسانی که میدانی
تمام بربری ها ترک . حمامیا یزدی . شمالی ها سلمانی
تافتونی همه لر . نموده غصب سنگکی را خراسانی
میادین تره بار دست کردها . موادفروش زاهدان در تهران زندانی
جنوبی ها قرق کردن کرج . شده پر صدی چند گیران اصفهانی
من اهل معرفت هستم مرد و لوتی صفت هستم نیست ذاتم خیانت
نمک خوردی برم نمکدان هم ببردی . مرا گفتی قالتاق تهرانی
اگر آمار بگیرند از جد و از آباد . نشان دهد صاحبخانه و آمده به مهمانی
الا یا ایهلحال قدم روی چشم . مرام ما بگوید همه هستیم ایرانی

                                                                            خسرو

+ نوشته شده در  جمعه نهم خرداد 1393ساعت 11:33  توسط خسرو  | 


برای تو

برایِ تو می نویسم :


می روم و پشت خواهم کردبه تمامیِ تپشهایِ این دقایق
دل خواهم کَند
بی تو خواهم زیست
گوش خواهم سپرد
فریاد خواهم شد
مهربان نخواهم بود،
دل نخواهم سپرد
آرامتر که شدم
بی تو خواهم مرد...

.هیهات مادر . غفلت کرده ای مادر
پشت این قلب عاشق
فرزندت آرام آرام جان می سپارد...
وتو ........ فراموش کردن را به او نیاموخته بودی
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم فروردین 1393ساعت 15:6  توسط خسرو  | 


خاطرات عجیبند ..... خیلی عجیب :

زمانی میرسه که گریه می کنیم برای روزهایی که با هم خندیدیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم فروردین 1393ساعت 15:0  توسط خسرو  | 


دونه های برف از آسمون فقط برای دیدن چشمات پایین میان ، 

اما پاشونو که به زمین میذارن فدای مهربونیهات میشن ...


+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1392ساعت 11:43  توسط خسرو  | 


با اینکه کنون در صنف عشاق من استادم 

 اما نرود ز یادم که تو عشق دادی یادم

:

کاش میشد به عقب برمیگشت

به همون لحظه که قلبم لرزید

به همونجا که یکی عاشق شد

یکی از ادامه ی راه ترسید

کاش میشد به جلو میشد رفت

آن زمان که خاطره از تو میپرسید

کاش میشد که برگشت به عقب

آن زمانیکه نگاهت به نگاهم خندید


+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1392ساعت 11:41  توسط خسرو  | 


تا یلدا بلندترین شب خداست

خسرو همیشه با شماست

همون خسرو که خیلی با صفاست

همونی که ذاتا بی ریاست

اسمش همش تو قصه هاست

بی کینه و بی ادعاست

تعریف از خود نباشه p:شاه تمام آقاهاست

اما باور بکنید عاشق کل عاشقاست

یلدا بهانه تبریکه خسرو عاشق تک تک شماست

یلدا مبارک


+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1392ساعت 11:36  توسط خسرو  | 


بیشترین مسئله ای که عذاب میده شنونده یک دروغ را

اینه که دروغگو طرف را ابله تر از خود فرض میکنه


همیشه مراقب جفتک آدمایی که خر فرضشون میکنید باشید!!!!


+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1392ساعت 11:34  توسط خسرو  | 


حکمت نوروز و عید باستان 

                   قصه زرتشت و یاد راستان

وقت دل نشکستن وآوردن به دست

               وقت پیروزی دل بی فکر شکست

گاه نیکو پنداری نه افکارپلید

                    گاه نیک گفتاری و رویی سپید
تابماندکردارنیک ما ازما یادگار

                 نیک مانیم و مبارک برما عید وبهار

گرطبیعت رویشش آغازیسست بر نان ما

              نان بریدن از دلی هرگز نشه آئین ما

این بهار و صد بهار دیگر فرخنده باد
                زنده باد بر ما بگویند نگویند زنده یاد

                                                                                                                                خسرو

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1392ساعت 14:4  توسط خسرو  | 


هــــی فلانـــــــــــــــــــــــــــــی…
عاشقـــــــانه های مــــرا بـــه خـــــودت نگیـــــر،
مخـــــاطب مــــن، معشـــــوقـــه ایــست کـــه وجـــودش
را به دنیـــــایی نمیـــــدهــــم…
مشکل از جایی شروع میشه که …
دلتنگ کسی باشی که نیست،
حوصله کسی رو نداشته باشی که هست …


این روزها به هرکی پر و بال بدی به جای اینکه باهات پرواز کنه ،
 واست دم در میاره …
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1391ساعت 23:20  توسط خسرو  |